تبليغاتX
یه دوست خوب

یه دوست خوب

یادگاری های تنهایی من

HOMEPAGE

E-MAIL

باران را دوست نداشت

هميشه باران وقتي مي باريد كه او پر از گريه بود

گريه را دوست نداشت

هميشه هنگامي گريه مي آمد كه دلش شكسته بود

دلش را هم دوست نداشت

هميشه زماني دلش مي شكست كه، او را مي ديد

اما او را دوست داشت و هميشه از او و دلش و گريه مي گذشت

اما از باران نه تمام مشكل همين جا بود او باران را دوست نداشت.....

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 16:57 توسط شهریار |