|
یادگاری های تنهایی من
|
||||
|
|
||||
قانون عشق: يک پسر با يک نگاه از يک دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي که زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميکنه ... چون يک چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور کنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يکي ديگه ... بعد که دختر تازه تونسته پسر رو باور کنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يکي ديگه ميبينه ... اينجاست که ميگه: حدسم درست بود ... و اشتباهي رو ميکنه که قبلاً کرده بود ... و همه چيز از بين ميره نه.واقعا چرا اینجوریه؟اگر هم اینجوری نیست دقیقا برعکس این قضیه س یعنی اگه جای پسر و دختر رو عوض کنی می فهمی من چی میگم. پس عجب قانونی داره این عشق. راستی من دوست داشتم اونایی که بعضی وقتها به این وبلاگ یه سرکی می کشن من رو Add کنن تا بتونم بیشتر باهاشون آشنا بشم. آی دی من هم shahzadeh_killer2002 هست. در ضمن یک فرم هم در مورد سن افرادی که به این وبلاگ سر میزنن زیره آمار گذاشتم. اگه زحمتی نیست یه نگا هم به اون بندازی ممنون میشم. پ.ن:ببخشیدا ولی چون یه کم حجم وبلاگ زیاد شده ممکنه یه کم دیر بالا بیاد یه کم صبر کنی درست میشه. پ.ن2:ببخشید که یه کم دیر به دیر آپ می کنم و زیاد چیزی نمینویسم.قول میدم از یکی دو ماه دیگه دوباره شروع کنم. همتونو دوست دارم .
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 15:2 توسط شهریار
|
