تبليغاتX
یه دوست خوب

یه دوست خوب

یادگاری های تنهایی من

HOMEPAGE

E-MAIL

ديشب خواب ديدم اونم چه خوابي...

حالا گوش کن تا تعريف کنم:

 خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توي راه تو خسته شدي و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردي... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل.

 

 

پ.ن : اینو نوشتم که فکر نکنید چون چارتا جمله عشقولانه نوشتم عاشق شدم.(واسه اونایی که از این فکرا می کردن)البته من به این کار ادامه می دم.

 

             در ضمن روز ولنتاین یا همون سپندارمزگان خودمون به همتون مبارک.

eshgh

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 19:16 توسط شهریار |

Image and video hosting by TinyPic

سهم من چيست مگر؟

 يک پاسخ

 پاسخ يک حسرت!

 سهم من کوچک بود قد انگشتانم

عمق آن وسعت داشت

 وسعتي تا ته دلتنگيها

 شايد از وسعت آن بود که بي پاسخ ماند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 18:58 توسط شهریار |

عشق مثل آبه.ميتوني توي دستات قايمش كني ولي وقتي دستاتو باز ميكني ميبيني همش ريخته و دستت فقط پر از خاطرست.

 

پس سعی کن همیشه عاشق باشی.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:5 توسط شهریار |